مهدیس جونمهدیس جون، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

مهدیس دختری از جنس ماه

به افتخار مادران نمونه اردیبهشت ماه

به افتخار مادران نمونه اردیبهشت ماه: بچه‌هایی که مادران آن‌ها متولد اردیبهشت هستند باید بدانند که از چه نعمت ویژه‌ای بهره‌مند شده‌اند. شاید در اوان کودکی خیلی متوجه این ماجرا نشوند ولی همین که بزرگ‌تر شوند و مادر خود را با بقیه مقایسه کنند، چنان قدردان مادران دلسوز، مهربان و البته پیگیر خود می‌شوند که حد و حساب ندارد. این بچه‌ها از این بابت خوشبخت هستند که مادرانشان با یک حس ششم قوی حال و روز آن‌ها را درمی‌یابند و بدون این‌که درخواست کمکی از طرف بچه‌ها باشد، این کمک از راه می‌رسد. البته شاید گاهی بچه‌ها بابت این حس ششم قوی هم به دردسر بیفتند و چه بسا بر...
28 مهر 1392

رمضانی که گذشت......

مهدیسم در حال قران بسر: مهدیس از ماه بهترم سلام.سلام به قلب پاک بی الایشت.سلام به چهره معصومت .سلام به دلت که از جنس دل فرشته هاست.دخترکم سحر نزدیک است و چند شبی از العفو العفوهامون میگذره و دعا کن که صدا و دعای مامانت به اجابت برسه نه اینکه به جرم  سیاهی, خدا روش رو ازم برگردونده باشه.دعا کن نجوای شبانه ام به اجابت برسه نجوایی که اول و اخرش عاقبت بخیریته.2ساله که رمضان هام مثل همیشه نیست همیشه با خلوت و تنهایی فریاد میزدم و اسم خدارو می اوردم و لیله القدرم رو با مناجات سحر می کردم ولی 2ساله که جوشنم رو هم بزور تمام می کنم و اطمینان دارم با وجود شیطنت های کوچولوی عزیزم هرچند که به تمام اعمالم نرسم ولی ع...
15 مهر 1392

ماما...ماما....ماما....

  سلام عزیزم. مهدیس خیلی خوشحالم.بخدا خوشحالم از داشتنت از دیدن صورت ماهت از مامان گفتنت.گل من شما امروز مامان گفتی.اینقدر از شنیدنش خوشحال شدم که گرفتمت تو بغلم و سفت فشارت دادم که سرخ شدی و جیق زدی.عزیز میدونی چقدر انتظار این لحظه رو کشیدم.یکی از شیرینترین لحظه های عمرم شده.وقتی صدام می کنی ارامش می گیرم  ذوق میکنم.مه گلم صدات خیلی قشنگه.یه صدای نازک اروم و زیبایی داری.راستی مامان بعضی وقتا خیلی ناز و عشوه میکنی برا من و بابا.امروز خواستم بابا رو صدا بزنم با صدای بلند گفتم وحییییید جاااان... شما از صدای من ترسیدی و خیلی با ناز و کرشمه گریه کردی باور کن بزور گریه می کردی اشک هم نداشتی.همین الان شما تو روروکت نشستی بابا ...
1 شهريور 1392

سفری طولانی با همسفری کوجک

سلام عروسک کوچولوی من.سفر بخیر همسفر خوبم.خدارو شکر سفر خیلی خویی بود و خوشحالم که به دخترم خوش گذشت.قبل از سفر خیلی استرس داشتم که راه طولانیه تو ماشین اذیت شی یا خدای نکرده مریض شی و کلی فکر دیگه ... ولی تو ماشین اکثرا خواب بودی یا بازی می کردی.بقیشم که با امیر رضا مشغول بازی بودی.دوست داشتی امیررضا دستت رو بگیره و تاتیت کنه.راستی نگفتم همسفرامون بابا جون اینا و خاله زهرا اینا بودن .3روز تهران موندیم بخاطر عروسی عمو حمید و بعدشم رفتیم شمال گردی خیلی سفر باحالی بود.کنار دریا بشتر از همه جا به دختر گلم خوش گذشت. کنار ساحل که می رفتیم اینقدر ذوق می کردی واسه دریا و اب بازی و خودت رو می کشوندی سمت اب و یه اب بازی حسابی میکردی بعداز اب بازی یاد...
26 مرداد 1392

شیرین کاری های 13 ماهگی دختر گلم

سلام خوشکل ترین کودک دنیا.1 3 ماهگیت مبارک ناز دلم .الان شما دیگه نوپا هستی.دخملم خودش راه میره تاتی تاتی میکنه.ولی واسه راه رفتن اینقدر عجله داری و تند راه میری که من و بابات میگیم می خوای تلافی این 1 سالی که راه نرفتی رو در بیاری.موقع راه رفتن اینقدر خوشحالی و ذوق میکنی از راه رفتن خودت که همه رو به ذوق میندازی.خبلی چیزا یاد گرفتی مثلا:صدای گاو ,صدای بعبعی,صدای شیر,صدای قورباغه,صدای جوجه,صدای پیشی,بلدی مثل پرنده بال بال بزنی,لبت  رو مثل دهن ماهی کنی ,بازی کلاغ پر  اتل متل و لی لی حوضک انجام میدی.با مامان قایم موشک بازی میکنی البته همش مامان قایم میشه.دستت رو چشات میداری و دالی  میکنی.بلدی دستات رو صابون بزنی.خودت رو مثل موش ...
26 مرداد 1392

تولدت مبارک مهدییییییییس من.

    تولد تولد تولدت مبارک . مبارک مبارک تولدت مبارک. عسل مامان بالاخره روز تولدت رسید.امروز من و بابایی خیلی خوشحالیم.همش داریم خاطرات پارسال این موقه رو واسه هم میگیم و یادش می کنیم.نمی دونی اولین بار که صدای گریت رو شنیدم چه جور با حالت درد اشک از چشمام میریخت.وقتی دیدمت باورم نمی شد که مامان شدم مامان یه دختر خیلی خوشکل.اینقدر تپل و خوشکل بودی که همه بهم می گفتن مواظب باش چشم نخوره.بابا امروز از صبح چندبار از محل کارش بهمون زنگ زده و تبریک گفته.همش شعر تولد تولد واست می خونه دیشب همینکه وارد 21 خرداد شدیم یه اس ام اس باحال فرستادم واسه چندتا از دوستام متنش این بود: تا دقایقی دیگر صدای انفجار شهروندان خیابان را...
28 خرداد 1392

جشن تولد کفشدوزکی مهدیس جان

روز پنج شنبه روزی بود که واست جشن گرفتیم و فامیل رو دعوت کردیم تا 1 ساله شدنت رو باهم جشن بگیریم.جشن خیلی خوبی بود به همه خوش گذشت .حیف که اخرش دختر نازم یه کوچولو خسته شده بود و نق می زد.تم جشن تولدت رو کفشدوزکی انتخاب کردم و تمام تزیینات رو از 2هفته قبل درست کردم امیدوارم در اینده که عکسای تولدت رو می بینی خوشت بیاد و خستگی کارای تولدت رو از تنم بیرون کنی. اینم عکسای تولد کفشدوزکی مهدیس جون: از کارت دعوت و ورودی در شروع میشه تا ....   ورودی خونمون هم کفشدوزکی بود.   تزیینات داخل خونه:     چون فردای تولد انتخابات ریاست جمهوری بود پیش بینی می کردم ...
28 خرداد 1392

تولد دختر نازم مهدیس

سلام کودک نازم.تولدت رو تبریک می گم عزیزم.1سال از قد کشیدن و بزرگ شدنت گذشته.خوشحالم که بزرگ شدی واسه خودت خانمی می کنی نمی دونی چقدر شیرین عزیز شدی.صبح و شبم رو با کنار تو بودن میگذرونم و شادم که دختر دارم.یه دختر ناز که تازگی یاد گرفته مامانش رو ناز کنه.امروز صبح شما زودتر از من بیدار شدی و من با نرمی دستای نازت که رو صورتم می کشیدی بیدار شدم.اینقدر حس قشنگی بود که بغضم گرفته بود.خدایا ممنونم .این روزا من ذوق و شوق زیادی دارم همش لحظه شماری و روز شماری می کنم تا روز تولدت برسه.واست خیلی تدارک دیدم.خیلی گرفتارم.دارم همه وسیله های تولدت رو خودم اماده می کنم .لباست رو دوختم.درست کردن ریسه و تزییناتت هم تقریبا تمامه.نمی دونی با چه دردسری د...
26 خرداد 1392